کتاب " خدابود و دیگر هیچ نود"نوشته" مصطفی چمران / مهدی چمران/ ارائه توسط:  فاطمه شمس

خدا بود و دیگر هیچ نبود" عنوان کتابی است که به کوشش مهدی چمران برادر شهید مصطفی چمران تهیه شده است ومشتمل بر دست نگاشتههای شهید دکتر مصطفی چمران به همراه تاریخ نگارش توسط وی میباشد.عنوان کتاب برگرفته از نام یکی از دستنوشتههای شهید چمران است که با عبارت "خدا بود و دیگر هیچ نبود" آغاز میشود و گردآورنده بر اساس این دستنوشته، نام کتاب را انتخاب کرده است و پس از این دو دستنوشته عکسهایی از شهید چمران در حالات نماز، رزم، تحصیل و .. وجود دارد.کتاب با خلاصهای از زندگانی شهید مصطفی چمران آغاز شده است. در قسمتهای بعد یادداشتهای آمریکا، یعنی یادداشتهایی که در زمان تحصیل در آمریکا داشته است، دیده میشود. اولین نوشته این قسمت در اوایل تابستان 1959 نگاشته شده که در آن تصمیم شهید بر پرهیز از گناه و تسلیم در برابر خدا مشاهده میشود. در قسمتهای بعدی یادداشتهای لبنان درج شده است که بخش اعظم این کتاب را در بردارد و در انتهای آن نیز یادداشتهای ایران آمده است.نوشته های آن شهید بزرگوار بسیار پرشور است؛ او گاه خداوند را و گاه امام حسین(ع) و ائمه اطهار و گاهی نیز نفس خویش را مخاطب قرار میدهد که همگی حکایت از دل پر درد و روح مشتاق او دارد.

 کتاب"غروب آبی رود  " جهانگیر خسرو شاهی "/ ارائه توسط: بهاره حاتمی

نمی‌شود از روزهای جبهه گفت و برخی نام‌ها را به خاطر نیاورد. نمی‌توانی نام دجله را بیاوری و نام شهید مهدی باکری بر سر زبانت، روحت و جانت ننشیند. «غروب آبی رود» روایت زندگی شهید مهدی باکری –فرمانده لشکر ۳۱عاشورا- است از زبان علی ساقی، دوست و همرزم‌اش که ماموریت پیدا می‌کند به دنبال او برود و او را به این سوی دجله بیاورد. نویسنده در مسیر روایت خود،‌گاه نقبی به گذشته می‌زند و با تغییر راوی از اول شخص به سوم شخص، بخشی از زندگی گذشته این شهید را از کودکی تا زمان حضور در جبهه و عملیات‌های مختلف بازگو می‌کند. داستان پیچیده در تردید‌ها، تفکرات و پرسش‌های شاعرانه راوی است از خودش و جهان پیرامونش. جهانگیر خسروشاهی، برای روایت زندگی مردی چون باکری، به نثری شاعرانه همچون ماهیت وجود آن شهید روی می‌آورد و هر فصل را با پرسشی نظیر این آغاز می‌کند که «آیا می‌توان به سادگی وسعت وجودی مردانی را یافت که در اوج قدرت، تغییرات روزانه یک غنچه گل محمدی آنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟» نویسنده در این کتاب به بخش‌هایی از زندگی شهید باکری از جمله دوران مدرسه و دانشگاه، فرار از سربازی به فتوای امام، شهادت حمید و نحوه برخورد مهدی با این واقعه و همچنین نحوه شهادت او می‌پردازد.

 

کتاب" چراغ صبح زندگی نامه داستانی شهید محمدعلی رجایی"/ اصغر فکوری / ارائه توسط: زهرا اصغری

شگفتی حوادث زندگی محمدعلی رجایی، خواندن داستان را برای مخاطب جذاب و دوست داشتنی می‌كند. او داستان را با ورود شهید رجایی به جلسات سخنرانی آیت‌الله طالقانی و علاقه‌مندی‌اش به آن بزرگوار ادامه می‌دهددر قسمتی از كتاب اینگونه آمده است: حتی سنین كودكی‌اش هم آنقدر عظمت داشت كه می‌توانست دو محله را كه بر سر عزاداری عاشورا نزاع داشتند، با یكدیگر آشتی بدهد؛ داستان هم از میان علم و كتل و صدای به هم خوردن استكان‌ هیات‌ها و نقشه محمدعلی برای آشتی آن‌ها آغاز می‌شود. بعد می‌رسد به روزهای شاگردی و دست‌فروشی در سبزه میدان. روزهایی كه محمدعلی نان و پنیرش را در دستمالی می‌پیچید و برای فروش كاسه و بشقاب‌های گلی از خانه بیرون می‌زد. اما حكومت رزم آرا بساط دستفروش‌ها را برچید و محمدعلی وارد نیروی هوایی شد.  

کتاب " پایی که جا ماند یاداشت های روزانه سید ناصر حسینی پور    / سید ناصر حسینی پور  /ارائه توسط : الهه قنبری

کتاب «پایی که جا ماند» یادداشت‌های روزانه‌ی «سیدناصر حسینی‌پور» از زندان‌های مخفی عراق است. سیدناصر حسینی‌پور اهل روستای ده‌بزرگ در استان کهگیلویه و بویراحمد است. او در شهریورماه 1365، در چهارده‌‌‌سالگی به جبهه رفت. برادرش، سیدهدایت‌الله، جانشین واحد اطلاعات و عملیات تیپ 48 فتح بود که در کردستان به شهادت رسید. سیدناصر طی 800 روز اسارت، تحت شدیدترین شکنجه‏‌های گروهبان عراقی، ولید فرحان، قرار گرفت و کتابش را هم به او تقدیم کرد. در قسمتی از کتاب می‌خوانیم: «بعدازظهر بود. هوای شرجی جزیره مثل سرب بر سینه‌ها سنگینی می‌کرد. نوبت تعویض شیفتم بود. از اتاقک دکل دیده‌بانی پایین آمدم و جایم را با ولی یاری‌خواه عوض کردم. بالای دکل، رفتارهای دشمن را تا عمق مواضعشان در خط اول و دوم در فرم‌های مخصوص ثبت کرده بودم...» این کتاب را انتشارات «سوره مهر» منتشر کرده است